خرید بک لینک
روزای آخر ماه مهره و باید به فکر برگزاری امتحانات ماهانه باشم. امروز برای اولین بار سوال امتحانی طرح کردم. شنبه یک آبان می خوام از بچه ها امتحان فارسی دو درس اول رو بگریم از الان سوالات رو طرح کردم تا معاون از اونا به تعداد کپی بگیره.

حس خوبی بود طرح سوال. یاد 12 سال تحصیل خودم افتادم که همیشه شب امتحان به سوالات فکر می کردم! یعنی معلم چی میتونه طرح کرده باشه! گاهی به سرمون میزد از راه دختر یا پسر خانم معلم وارد شیم و سوالات رو کش بریم بازم نمی شد. داشتم فک می کردم یعنی دانش آموزای منم همچین فکرایی دارن!؟ هرچند این ها برعکس ما از درس و معلم ترسی ندارن!

امروز بچه ها خیلی اذیتم کردن. راستش خودمم هنوز با شرایط کنار نیومدم و همه چی برام سخت میگذره این روزا ولی داشتم فک می کردم به شیطنت های خودم سر کلاس! که حالا دارم تاوانشون رو پس میدم! شایدم فکرم درست نیست ولی شیطنت های بچه ها من رو یاد خودم میندازه! مخصوصا شیطنت های شهلا و معصومه!

پ ن : این روزا زود بگذرید لطفا!

برچسب: نویسنده: آبتین قنبری‌پور تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 9:01

صفحه بندی